تبليغاتX

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم با عاشقان
با عاشقان
وبلاگ شخصی محمد شریفی(استان دار العباده یزد)


امام صادق (علیه السّلام):

ما اَنْعَمَ اللّه‏ُ عَلى عَبْدٍ مِنْ نِعْمَةٍ 
فَعَرَفَها بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللّه‏َ ظاهِرا بِلِسانِهِ 
فَتَمَّ کَلامُهُ حَتّى یُؤْمَرَ لَهُ بِالْمَزیدِ.

چون خداوند به بنده‏ اى نعمت بدهد و او آن را قلبا قدر بشناسد و به زبان سپاس بگوید،
هنوز سخنش به پایان نرسیده، فرمان افزایش نعمت براى وى صادر مى شود.

+ نوشته شده در   چهارشنبه پنجم بهمن 1390;ساعت  11:33 قبل از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

  پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: پروردگار متعال، مرا به ۹ چيز سفارش نمود:

  اخلاص در آشكار و پنهان

  عدالت در خوشنودى و خشم

  ميانه روى در نياز و توانمندى

  بخشيدن كسى كه در حقّ من ستم روا داشته است

  كمك به كسى كه مرا محروم گردانده

  ديدار خويشاوندانى كه با من قطع رابطه نموده اند

  خاموشيم انديشه باشد

  سخنم، ذکر خداوند باشد

  و نگاهم عبرت و پند باشد.

   

قالَ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله : اَوْ صانى رَبّى بِتِسْع : اَوْصانى بِالاخْلاصِ فِى السِّرِّ وَالْعَلانِيَةِ، وَ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ، وَ الْقَصْدِ فِى الْفَقْرِ وَ الْغِنى ، وَ اَنْ اعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنى ، وَ اعطِيَ مَنْ حَرَمَنى ، وَ اءصِلَ مَنْ قَطَعَنى ، وَ اَنْ يَكُونَ صُمْتى فِكْراً، وَ مَنْطِقى ذِكْراً، وَ نَظَرى عِبْراً           بحارالا نوار: ج ۷۴،

+ نوشته شده در   دوشنبه سوم بهمن 1390;ساعت  10:3 قبل از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 


سال 365 روز است در حالی كه:

1- در سال 52 جمعه داریم و میدانید كه جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.

2- حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است كه به دلیل گرمای هوامطالعه ی دقیق برای یك فرد نرمال مشكل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگرباقیمیماند.
3- در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است كه جمعا”122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.

4- اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد كه جمعا”15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند.

5- طبیعتا ”2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند.

6- 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفنی لازم است. چراكه انسان موجودی اجتماعی است. این خود 15 روز است. پس 81 روز باقی میماند.

7- روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.

8- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.

9- در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید. پس 6 روز باقی میماند.

10- در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است .

11- سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی می ماند.

12- يك روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه می توان در آن روز درس خواند؟

+ نوشته شده در   سه شنبه بیست و هفتم دی 1390;ساعت  2:36 بعد از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

(جالبه حتما تا آخرش بخونید)

از علامه جعفري مي‌پرسند چي شد كه به اين كمالات رسيدي؟! ايشان در جواب خاطره‌اي از دوران طلبگي تعريف و اظهار مي‌كنند،كه هرچه دارند از كراماتي است كه به دنبال اين امتحان الهي نصيبشان شده.«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتيم. خيلي مقيد بوديم، در جشن‌ها و ايام سرور، مجالس جشن بگيريم و ايام سوگواري را هم، سوگواري مي‌گرفتيم.

شبي مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) اول شب نماز مغرب و عشا مي‌خوانديم و شربتي مي‌خورديم. آن گاه با فكاهياتي مجلس جشن و سرور ترتيب مي‌داديم.
آقايي بود به نام آقا شيخ حيدرعلي اصفهاني كه نجف‌آبادي بود. معدن ذوق بود. او كه مي‌آمد من به الكفايه قطعاً به وجود مي‌آمد جلسه دست او قرار مي‌گرفت.

مدير مدرسه‌مان، مرحوم آقا سيداسماعيل اصفهاني هم آنجا بود. به آقا شيخ علي گفت: آقا شب نمي‌گذره، حرفي داري بگو، ايشان يك تكه كاغذ روزنامه در آورد.

عكس يك دختر بود كه زيرش نوشته بود «اجمل بنات عصرها» (زيباترين دختر روزگار)
 گفت: آقايان من درباره اين عكس از شما سوالي مي‌كنم.

اگر شما را مخير كنند بين اين‌كه با اين دختر به طور مشروع و قانوني ازدواج كنيد (از همان اولين لحظه ملاقات عقد جاري شود و حتي يك لحظه هم خلاف شرع نباشد) و هزار سال هم زندگي كنيد، با كمال خوشرويي و بدون غصه، يا اين‌كه جمال علي(ع) را مستحباً زيارت و ملاقات كنيد، كدام را انتخاب مي‌كنيد.

سوال خيلي حساب شده بود. ....

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   سه شنبه بیست و هفتم دی 1390;ساعت  2:25 بعد از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 


در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست.. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
- پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟
- خدمتکار گفت: ٥٠ سنت
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید:
- بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت:
- ٣٥ سنت
- پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت:
- براى من یک بستنى بیاورید.
خدمتکار یک بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریه‌اش گرفت.

پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود.
 یعنى او با پول‌هایش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برایش باقى نمی‌ماند، این کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود.

+ نوشته شده در   پنجشنبه بیست و دوم دی 1390;ساعت  10:45 قبل از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

یک پزشک و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.
پزشک رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.
پزشک دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است: من از شما یک سوال می پرسم و اگر شما جوابش را نمی دانستید 5 دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می کنید و اگر من جوابش را نمی دانستم من 5 دلار به شما می‌دهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، پزشک پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید 5 دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم 50 دلار به شما می‌دهم.
این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با پزشک بازى کند.
پزشک نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5 دلار به پزشک داد.
حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می رود 3 پا دارد و وقتى پائین می آید 4 پا؟»
 پزشک نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز به درد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند. بالاخره بعد از 3 ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و 50 دلار به او داد.
مهندس مودبانه دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد.
 پزشک بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»
مهندس دوباره بدون اینکه کلمه اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5 دلار به پزشک داد و رویش را برگرداند و خوابید!!!!
+ نوشته شده در   شنبه هفدهم دی 1390;ساعت  1:36 بعد از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم
که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،
چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی
دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم



NOBODY IS PERFECT
هیچ کس کامل نیست
اینگونه نگاه کنيد...
مرد را به عقلش نه به ثروتش
زن را به وفايش نه به جمالش
دوست را به محبتش نه به کلامش
عاشق را به صبرش نه به ادعايش
مال را به برکتش نه به مقدارش
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش
غذا را به کيفيتش نه به کميتش
درس را به استادش نه به سختیش
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش
نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش
شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش
دل را به پاکیش نه به صاحبش
جسم را به سلامتش نه به لاغریش
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

+ نوشته شده در   شنبه هفدهم دی 1390;ساعت  1:23 بعد از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

چرا با وجود برکات فراوان توسّل، آثار و برکات ارزشمند ناشی از توسّل کمتر از گذشته مشاهده می‌شود؟ در زمان‌های قبل، مجالس عزاداری، بسیاری از دردهای بی‌درمان را شفا می‌داد. مردم به طور جدّی به اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم»، متوسّل می‌شدند و نتیجه جدی هم می‌‌گرفتند.


توسل

باید ببینیم چرا اثرگذاری مجالس عزاداری و عزیمت مردم به مشاهد مشرّفه، مثل سابق نیست؟ چرا با وجود این‌گونه توسّلات، مردم گرفتارند و دردهای ناعلاج شیوع فراوانی دارد؟

 

گناه، مانع بهره‌مندی از اثرات توسّل

طبق تصریح قرآن کریم، گناه اجتماعی، مانع بزرگی برای نزول رحمت پروردگار متعال به شمار می‌رود. بر این اساس، ملّت گناه‌کار، لیاقت برخورداری از برکات ناشی از توسّل را ندارند و به ناچار باید عذابی که در اثر رواج گناه فراهم کرده‌اند، بچشند. «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ»[1]؛ به سبب اعمال مردم ، فساد در خشکی و دریا آشکار شد تا به آنان جزای بعضی از کارهایشان را بچشاند ، باشد که بازگردند.

مفاسد اجتماعی در اثر رواج گناه و کردار ناشایست ....


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   دوشنبه دوازدهم دی 1390;ساعت  2:0 بعد از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

وقتی کودکان شروع به بدزبانی، تمسخر، پرخاش، استفاده از کلمات نامطلوب و گاه فحش دادن می‌کنند، ما به شکلی غمناک متوجه قدرت کودک در تقلید کلمات خوب و بد خودمان و اطرافیان می‌شویم. بدزبانی تنها از راه آموختن و مواجه شدن با آن به وجود می‌آید بنابراین باید موقعیت‌هایی را که طی آن ممکن است کودک این کلمات نامطلوب را بشنود، محدود کنید یعنی مواظب برنامه‌های تلویزیونی که کودک می‌بیند، دوستانی که با آن‌ها رفت و آمد دارید و طرز صحبت خود باشید تا بتوانید این کلمات را از مجموعه لغاتی که کودک به کار می‌برد حذف کنید. ۱۳

 توصیه زیر به شما کمک می‌کند در تربیت کودک خود تأثیرگذارتر و موفق‌تر باشید:

۱. بدزبانی کودک را نادیده بگیرید:‌ اگر به‌طور اتفاقی کودکتان واژه ناشایستی را به کار برد، سعی کنید به بدزبانی اهانت‌بار او کم‌ترین توجهی نشان ندهید. وانمود کنید که آن را هرگز نشنیده‌اید، بنابراین هرگونه تأثیر آن را بر خودتان از بین برده و بازی او را به یک بازی یک نفره تبدیل کنید که اصلاً برای کودکان جالب نیست.

۲....


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390;ساعت  1:48 بعد از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

غدیر

در بین صحابه و تابعین چه پیش از دوران خلافت ظاهرى امیرالمؤمنین على علیه السلام و چه در عهد خلافت آن جناب و زمانهاى بعد، استدلال به قضیه غدیر و قسم و سوگند خوردن به آن رواج پیدا كرده بود.

عمر در هنگام احتضار و مرگ خود، امر خلافت را بین شش نفر به شورا گذاشت. (حضرت على علیه السلام، عثمان، طلحه و زبیر، سعد و عبدالرحمن بن خوف)

ابوالطفیل گوید، چون این عده شورا تشكیل دادند، مرا به عنوان دربان قرار دادند كه از ورود افراد جلوگیرى نمایم. در این هنگام على علیه السلام، فرمود: من بطور مؤكد بر شما احتجاج و استدلال خواهم نمود به چیزى كه هیچ فرد عربى و غیرعربى از شما نتواند آنرا دگرگون نماید. شما را سوگندى می دهم به خدا كه آیا در میان شما كسى هست كه پیش از من به وحدانیت خدا ایمان آورده باشد؟

فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم آیا در میان شما جز من كسى هست كه رسول خدا درباره او فرموده باشد، « من كنت مولاه فعلىّ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، وانصر من نصره... لیبلغ الشاهد الغائب» همگى گفتند: نه و همگى بر صحت این حدیث شریف مهر تاءیید زدند

همگى گفتند: نه. فرمود: شما را به خدا قسم سوگند می دهم در میان شما كسى هست كه برادرى چون جعفر طیار و عمویى چون حمزه و همسرى چون فاطمه علیها السلام و فرزندانى چون حسن و حسین داشته باشد؟

همگى گفتند: نه. فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم آیا در میان شما جز من كسى هست كه رسول خدا درباره او فرموده باشد، « من كنت مولاه فعلىّ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، وانصر من نصره... لیبلغ الشاهد الغائب».همگى گفتند: نه و همگى بر صحت این حدیث شریف مهر تأیید زدند.  

تبیان

+ نوشته شده در   شنبه بیست و یکم آبان 1390;ساعت  10:53 قبل از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

غدیر

ربنا آتنا نگاهش را، که هوایم دوباره بارانی است

السلام علیکْ یا دریا که دلم بی قرار و توفانی است

اِنّ فی خلق تو خدا هم مست، روحْ حیران، فرشته‌ها هم مست

اِنّ فی خلق تو زمین مبهوت، زیر یک آسمان پریشانی است

«لا اله»َم ! کجای «الا» یی؟ روح دریا ! کجای دریایی؟

مثل آبی به چشم ماهی‌ها، ای «هوالظاهر»ی که پیدا نیست

«یا سریع الرضا»ی لبخندت، عاشقان را کشیده در بندت

«یا ولیَّ الذینَ» یک دنیا که در اسم تو غرق حیرانی است

«و اذا الشّمسْ» پیش تو تاریک، «واذا البحرْ» از تو در جوشش

واذا القلبِ من که می‌پرسند: به کدامین گناه قربانی است؟

من که از «اِنّما ولی» مستم، در هوای «هوالعلی...» مستم

از «شراباً طَهورِ» چشمانت، شب میخانه‌ام چراغانی است

«اشهد انَّ» هر چه دارم تو، «وقِنا من عذابِ نار»َم تو

آه، «یا ایها العزیز»َم آه، توشه‌ام این غزل که ‌می‌خوانی است

«لیْتَ شِعری» که شعر من آیا می‌رسد تا به ساحلت؟ دریا !

- ناله‌های کبوتری زخمی که در این بند تیره زندانی است

 

 سایت تبیان

+ نوشته شده در   شنبه بیست و یکم آبان 1390;ساعت  10:48 قبل از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

عرفه روز شناختن خويش است و تا خود را نشناسيم به شناخت خدا راه پيدا نمي كنيم(من عرف نفسه فقد عرف ربه)

 و قربان،كشتن نفس سر كش است كه بايد او را ذبح كنيم و به امر خدا گردن نهيم.

خدايا عيدي ما را در عيد قربان اجازه ظهور و حضور ولي و حجتت امام زمان(عج) قرار بده

+ نوشته شده در   یکشنبه پانزدهم آبان 1390;ساعت  8:4 قبل از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

 اين‌ روايت‌ از حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ عليه‌ السّلام‌ منقول‌ است‌، و مجلسي‌ در كتاب‌ «بحار الانوار» ذكر نموده‌ است‌؛ و دستورالعمل‌ جامعي‌ است‌ به عُنوان‌ بصري كه‌ از ناحية‌ آن‌ إمام‌ هُمام‌ نقل‌ شده‌ است:
  حضرت‌ فرمود: اي‌ أبا عبدالله‌! علم‌ به‌ آموختن‌ نيست‌. علم‌ فقط‌ نوري‌ است‌ كه‌ در دل‌ كسي‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌ ارادة‌ هدايت‌ او را نموده‌ است‌ واقع‌ ميشود. پس‌ اگر علم‌ ميخواهي‌، بايد در اوّلين‌ مرحله‌ در نزد خودت‌ حقيقت‌ عبوديّت‌ را بطلبي‌؛ و بواسطة‌ عمل‌ كردن‌ به‌ علم‌، طالب‌ علم‌ باشي‌؛ و از خداوند بپرسي‌ و استفهام‌ نمائي‌ تا خدايت‌ ترا جواب‌ دهد و بفهماند.» 

گفتم‌: اي‌ أبا عبدالله‌! حقيقت‌ عبوديّت‌ كدام‌ است‌؟ گفت‌: سه‌ چيز است‌:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   سه شنبه سوم آبان 1390;ساعت  12:46 بعد از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

امام رضا علیہ السلام

روز یازدهم ماه ذیقعده سال 148 هجرى در مدینه در خانه‏ى امام موسى بن جعفر علیه‏السلام فرزندى چشم به جهان گشود كه بعد از پدر تاریخساز صحنه‏ى ایمان و علم و امامت‏شد. نام او « على » و کنیه اش «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است.

مادر گرامى او «تُکْتَمْ» بود که پس از تولد حضرت، از طرف امام کاظم علیه‏السلام «طاهره» نام گرفت. وی در خردمندى و ایمان و تقوى از برجسته‏ترین بانوان بود. اصولا امامان پاك ما همگى از نسل برترین پدران بودند و در دامان پاك و پر فضیلت گرامى‏ترین مادران پرورش یافتند.

امام رضا علیه السلام در سال 183 هجرى، پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد (در سال 183 هجرى) در سن 35 سالگى عهده‏دار مقام امامت و رهبرى امّت گردید.

مدت امامت آن حضرت بیست سال بود که ده سال آن معاصر با خلافت «هارون‏الرشید»، پنج سال معاصر با خلافت «محمد امین»، و پنج سال آخر نیز معاصر با خلافت «عبدالله المأمون» بود.

امام تا آغاز خلافت مأمون در زادگاه خود، شهر مقدس مدینه، اقامت داشت، ولى مأمون پس از رسیدن به حکومت، حضرت را به خراسان خواند تا تحت نظارت مستقیم او باشد و سرانجام حضرت در ماه صفر سال 203 هجرى قمرى (در سن 55 سالگى) توسط مأمون عباسی به شهادت رسید و در همان سرزمین به خاک سپرده شد.

بخش عترت و سیره تبیان

+ نوشته شده در   شنبه شانزدهم مهر 1390;ساعت  1:29 بعد از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  | 

 مردي خدمت علي‌علیه‌السلام آمد و از عدم استجابت دعايش شكايت كرد و گفت: «با اينكه خداوند فرموده است دعا كنيد من اجابت مي كنم، چرا ما دعا مي كنيم، به اجابت نمي رسد؟»

امام علي‌علیه‌السلام در پاسخ فرمود: «قلب و فكر شما در هشت چيز خيانت كرده است، لذا دعاهايتان مستجاب نمي شود!

 اول: شما خدا را شناخته ايد، اما حق او را ادا نكرده ايد، لذا شناخت شما سودي به حالتان نداشت.

 دوم: شما به فرستاده او ايمان آورديد، پس با شريعت و سنتش به مخالفت برخاسته ايد، پس ثمره ايمان شما چه بود؟

 سوم: كتاب او را خوانده ايد، ولي به آن عمل نكرده ايد و گفتيد شنيديم و اطاعت كرديم، سپس به مخالفت برخاستيد.

 چهارم: شما گفتيد از عذاب خدا مي ترسيد، اما همواره گناهاني مي كنيد كه شما را به عذاب نزديك مي سازد، پس خوف و ترستان كجا رفت؟

 پنجم: مي گوييد به بهشت و پاداش الهي علاقه داريد، اما همواره كاري انجام مي دهيد كه شما را از آن دور مي سازد، پس شوقتان به بهشت كجا رفت؟

 ششم: نعمت خدا را مي خوريد ولي بر آن شكر نمي كنيد.

 هفتم: خداوند به شما دستور داده به دشمني با شيطان برخيزيد و فرموده كه شيطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانيد، و شما با او مخالفت نمي كنيد؟

 هشتم: شما عيوب مردم را نصب العين خود ساخته و عيوب خود را پشت سر افكنده ايد و كساني را سرزنش مي كنيد كه شما به سرزنش سزاوارتر هستيد از او.

 با اين حال چگونه انتظار داريد دعايتان به اجابت برسد در حالي كه خودتان درهاي آن را بسته ايد؟ تقوا پيشه كنيد، اعمال خويش را اصلاح نماييد، درون خود را پاك كنيد، امر به معروف و نهي از منكر كنيد، تا دعاي شما مستجاب شود.»

 سفينه البحار، ج1
+ نوشته شده در   دوشنبه یازدهم مهر 1390;ساعت  10:4 قبل از ظهر;  توسط  محمد شریفی;  |