دوام ذکر
منظوراز دائم الذکربودن این نیست که فقط تسبیح به دست بگیری و یا الله کنی.
بلکه باید..
تمامی اندام خودراباحق عجین سازی.
حق ببینی،
حق بشنوی،
حق بروی..
بلکه باید..
تمامی اندام خودراباحق عجین سازی.
حق ببینی،
حق بشنوی،
حق بروی..
تاحالا قبض موبایلتونو قبل از بیستم ماه پرداخت کردید تا از یک روز مکالمه رایگان درون شبکه بهرمند بشید؟دیدید وقتی یک روز مکالمه تموم میشه چه پیامی میاد رو گوشی؟"مشترک محترم مهلت استفاده هدیه یک روز مکالمه رایگان شما به پایان رسید ازین پس مکالمات با نرخ عادی محاسبه خواهد شد.
داستان ما و شماست.
مهلت استفاده ما از یک ماه هدیه و ارزاق آسمانی مضاعف و ثوابهای چندین برابر در ضیافت الهی درون شبکه وبرون شبکه تاچند روز دیگه به پایان میرسه و عبادات با نرخ واقعی محاسبه خواهد شد.
درهای جهنم باز،شیطان از غل و زنجیر آزاد میشه، ثواب خواندن یک آیه برابرهمان آیه نه یک ختم قرآن، خواب یعنی خواب نه عبادت،نفس یعنی نفس نه تسبیح
مشترکین عزیز تا رسیدن پیام پایانی فقط 3 روز دیگر فرصت دارید چون "کم کم غروب ماه خدا دیده میشود"
التماس دعا
سراسرِ قرآن همه رمز است
حرفِ روایات همه معمّا است
کل « کلمات الله » همه معماست ؛ وجودِ انسان ، همه معماست
و چه کسی باید این معماها را حل کند و به تعبیری می گوییم:
حلّ این معما یعنی قیامِ قیامتِ جانِ انسانی که آدم منتظرِ قیامتِ زمانی آینده نباشد که آن هم مطابق ظواهر قرآن فرمایشی است حق . اما بالاتر از این به قیامتِ حقیقی انسان راه پیدا بکند که کلّ معمّاها برایش حل بشود که سرّ این اسرار چیست
عالَم خوانی کنید که هر لحظه به لحظه عالَم ، جا برای خواندن و تفکّر دارد . آدم راحت می شود عالَم خوانی کند ، این نقشه از کیست ؟! خودِ آن نقاش چیره دست کیست؟! چکونه بر آبی به نامِ نطفه این چنین صورتگری کرد؟!
_________________
شرح_دروس_معرفت_نفس
استادصمدی آملی حفظه الله
پدر روزنامه مي خواند .اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي شد . حوصله ي پدر سر رفت و صفحه اي از روزنامه را-كه نقشه ي جهان را نمايش مي داد- جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد.
-"بيا ! كاري برايت دارم . يك نقشه ي دنيا به تو مي دهم .ببينم مي تواني آن را دقيقا همان طور كه هست بچيني ؟"
و دوباره سراغ روزنامه اش رفت . مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است . اما يك ربع ساعت بعد پسرك با نقشه ي كامل برگشت.
پدر با تعجب پرسيد:"مادرت به تو جغرافي ياد داده؟"
پسرجواب داد:"جغرافي ديگر چيست؟"
پدر پرسيد:"پس چگونه توانستي اين نقشه ي دنيا را بچيني؟"
پسر گفت:" اتفاقا پشت همين صفحه تصويري از يك آدم بود .وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنيا را هم دوباره ساختم."
اگر قرآن به سر مى گذاريم، هدف تنها اين نباشد كه خدا گناهان ما را بيامرزد، ما را به جهنم نبرد، ما را به بهشت ببرد. اينها ريخت و پاش سفره شب قدر است. وقتى يك دوستى سفره اى پهن مى كند، مائده الهى و مَأدبة الهى مى چيند، مهمان هاى خود را به بهترين وجه پذيرايى مى كند. وقتى مهمان ها برخاستند، سفره برچيده مى شود، آن ريزه هاى سفره را مى ريزند؛ مرغ ها آن ريزه هاى سفره را مى چينند.
ريزه سفره شب قدر اين است كه كسى نسوزد، به جهنم نرود. اينها شب قدر نيست. شب قدر آن است كه انسان طيّار گونه دست هزارها نفر را بگيرد و به بهشت ببرد. در دنيا رفتار او، گفتار او، سيرت او، سريرت او، سنّت او آموزنده باشد. هزارها نفر را زنده كند و در آخرت هم هزارها نفر را به همراه خود به بهشت ببرد. اگر ما بتوانيم در كنار سفره الهى و دولت قرآن بنشينيم، چرا در ته صفوف و صَفُّ النِعال قرار بگيريم به دنبال آن ريزه هاى سفره تكان ها باشيم كه از سفره تكانده شده چيزى به ما برسد.
(منبع : حرم جضرت معصمومه (س) ۸۵/۷/۲۱)
_____________________
اخبار و مطالب و بیانات آیت الله جوادی آملی